تبليغاتX
سیمرغ
به لحظه لحظه ی این روز های سرخ سوگند، که بوی سبز ترین فصل سال می آید!
     با عرض سلام  خدمت همه ی شما عزیزان. به قول یکی از دوستان این وبلاگ هم گردو خاک سرو روش رو پوشونده و کم کم داره تارعنکبوت می بنده. ولی چه کنم که از بد روزگار کمتر وقت می کنم خدمت برسم ولی امید وارم هنوز از یاد و خاطر دوستان نرفته باشم. گرچه می دونم که از دل برود هر آنکه از دیده رود و در این مدت آثارش رو هم به چشم دیدم.

     خوب از این سخنان و دلتنگی های من که بگذریم به موضوعی می رسیم که موجب شد بار دیگه به این خانه ی نچندان قدیمیم باز گردم و خانه تکانی کنم و پزیرای قدوم سبز شما عزیزان باشم. آری باز هم انتخابات! ولی با یک تفاوت کوچک. امروز نیامده ام که باز با سخنانی تکراری موجب سردردتان شوم که همه از نظر من مطلعید! امروز آمده ام که سوالاتی بپرسم و در ادامه پیشنهادی بدهم و رفع زحمت کنم.

     آری دوستان با نزدیک شدن به انتخابات و با آنکه ماه ها به آن مانده بحث های انتخاباتی بالا گرفته. و همان طور که می دانید گروهی از دوستان بر سر مواضع قبلی خود که همانا تحریم انتخابات است مانده اند و گروهی دیگر به رایزنی در باب کاندیدای احتمالی می پردازند. و اما امروز خدمت رسیدم که از دوستان تحریمی عزیز که از انتخابات شورای شهر دوم ( که به گفته ی منصفین جزو آزاد ترین انتخابات هایی بود که در کشور ما برگزار شد ) تا همین انتخابات ( بخوانید انتصابات ) مجلس سال گذشته بدون توجه به اهمیت آن و همچنین نتیجه ی کار خود  هنوز مرغشان یک پا دارد و به تمامی انتخابات ها نه می گویند بپرسم که خوب عزیزان شرکت نکنیم که چه؟ قرار است با شرکت نکردنمان به کجا برسیم؟ و تا به حال از کجا به کجا رسیده ایم؟ در این مدت این کارتان چه به بار آورده؟ آیا این عمل جز مانعی برای اصلاحات و امداد به تمامیت طلبان ثمری دیگرهم داشته؟

      قرار است که با این کار به چه کسی ثابت کنیم که با وضع موجود مخالفیم؟ به بیگانگان یا به حکومت؟ اقتدار گرایان را هر چقدر هم نا دان  فرض کنیم و هر قدر قدرت چشم گوش آنها را کور و کر کرده باشد، باز محال است که از این موضوع بی اطلاع باشند. و اما  اگر خودمان را هم وطن پرست می دانیم نباید رضایت به دخالت بیگانگان در امور کشورمان را بدهیم. بدانند که چه؟ که باز استثمار و استعمارمان کنند؟ مگر نباید بدون چشم داشت به بیگانه به دنبال راه حلی برای مشکل خودمان باشیم؟

      اما اگر از این سخنان و به طور کلی از این بحث که آیا این کار درست است یا خیر  بگذریم به مقوله ی مهم دیگری می رسیم که همانا عمل به این برنا و پیاده کردن این نظریه است. دوستان بر فرض که قبول کردیم که این راه حل، راه حل خوبی برای درمان مشکل ماست. خوب با حلوا حلوا که دهان شیرین نمی شود، پس چگونه می توانیم آنرا عملی کنیم؟ تا کنون توانسته ایم یا می توانیم تشکلی تشکیل دهیم که در آن با برنامه ریزی و طرح نقشه ای دقیق گام به گام جلو رویم و مردم را با خود همراه کنیم؟ چگونه می توانیم این طرح بزرگ را بدون هیچ برنامه و کار گروهی و فقط به صورت خود جوش پیش ببریم؟ دوستان اگر جوابتان به سوال آنست که در جمهوری اسلامی چنین امکانی وجود ندارد به شما خواهم گفت دقیقا به همین دلیل است که احتمال پیروزی در این طرح بسیار پایین و حتی محال است! دوستا چقدر توانسته ایم این نظریه را از درون ذهن خواص به دل عوام منتقل کنیم؟

     و دها سوال دیگر که در ذهن سنگینی می کند! ولی دوستان برای اینکه این بحث را بتوانیم بهتر پیش ببریم پیشنهادی دارم. و آن اینکه می توان ادامه ی بحث را به دگردوستان واگذار کرد. عزیزان در این دنیای بلاگستان تا پیش از این تجربه ی بازی های بسیاری را داشته ایم که همگی و یا حد اقل اکثر آنها جنبه ی سرگرمی داشته اند. پیشنهاد می کنم که بیایید تا بازی جدیدی را در این بلاگستان آغاز کنیم. من امروز سوالاتی را مطرح کردم و برای پاسخ به این سوالات ۵ نفر از دوستان که همگی با نظر من مخالفند را به بازی دعوت می کنم و دوستان دعوت شده نیز پس از بیان دلایل خویش ۵ تن از دوستانی که همگی از مخالفین نظر آنها هستند را به این بازی دعوت خواهند کرد. به این صورت، به ترتیب مجال سخن به موافقین و مخالفین خواهد رسیدو فکر می کنم اگر دوستان کمک کنند، هم نتیجه ی بهتری از این بحث های از هم گسیخته و اقلب یک طرفه بدست می آید و هم تمرین بحث و آزادی سخن در این دنیای مجازی می شود.  البته این امر لزوماتی دارد که مهم ترینش حمایت دوستان از این طرح و همچنین پایبندی به مقررات آن است. قوانینی که به ذهن من می رسد از این قرارند:

      ۱ـ هرکس فقط حق دارد حد اکثر ۵ نفر را به این بازی دعوت کند.

      ۲ـ دعوت شدگان همگی باید از مخالفین باشند و تخلف از این قانون شخص را از دور بازی خارج خواهد کرد.

      ۳ـ هر شخص می تواند در بین مدعوین خود نام دعوت کننده ی خویش را نیز اعلام نماید تا با این کار در صورت لزوم بحث نیمه تمام رها نشود و هر کس در مقابل نظر دیگری زمان دفاع از خویش را نیز پیدا کند.

      ۴ـ در این بازی هیچ کس حق توهین به هیچ شخصی را ندارد!

     و اما ۵ نفری که من به این بازی دعوت خواهم کرد عبارتند از:

      ۱ـ  امیر امیرقلی عزیز

      ۲ـ پریسای عزیز

     ۳ـ  بهروز عرب زاده بزرگوار

      ۴ـ مصطفی دوست داشتنی

      ۵ـ آقای منوچهر اسدبیگی

پ.ن.۱: از همه ی دوستان برای پیش بورد کار طلب کمک می کنم و از همه ی شرکت کنندگان در خواست می کنم با کمال احترام در باره ی مخالفین خود سخن گویند که خدایی نا کرده مباحثه ی ما به مجادله تبدیل نشود. دوستان بیایید شاید برای اولین بار همدیگر را تحمل کنیم و در فضایی سالم و بدور از دشمنی با یکدیگر، فقط به دفاع از نظر خود بپردازیم. دوستان همه ی ما ایرانی هستیم و بار ها تذکر داده ام که همگی آرزوی سرافرازی ایران را در دل می پروریم اگر چه تفاوت راهکارهامان از زمین است تا عرش اعلا!

پ.ن.۲: به همه ی ایرانیان برای موفقیت تیم ملی فوتسال کشورمان تبریک می گویم. برای من غربت نشین که افتخار آفرین بودند و مدیون قدومشان هستم.

پ.ن.۳: آقای احمدی نژاد نیز به یومن بزرگداشت خاتمی عزیز موفق به زیارت سیاسیون تراز اول دنیا شد. به ایشان نیز به خاطر این موفقیت تبریک می گوییم.

پ.ن.۴: واقعا آقای کردان بعد از این رسوایی با چه رویی سر کار خود حاضر می شوند؟! سوال من این است که مگر مدرک واقعی هم فروشیست؟!

پ.ن.۵: وقتی نامه ی آقای کردان رو در باره ی جعلی بودن مدرکش خواندم و بعد حمایت گروهی را به خاطر اعترافش مشاهده کردم یاد خاطره ی جالبی در دانشکاه کاشان افتادم. روزی بر سر یکی از امتحان ها تقلب کرده بودم و بعد تقلبم هم مشخص شده بود ولی پیش از آنکه استاد سخنی بگوید از جای خویش بلند شدم و به امید ترحم استارد اعتراف کردم و استاد به خاطر راستگویی ۵ نفره کامل آن امتحان را به من داد تا برای دیگران درس عبرتی شوم و. . .

پ.ن.آ: گروهی از دوستان اعلام کردن که موضوع این بازی قدری مبهم هست. برای روشت شدن بیشتر بار دیگر تکرار می کنم که قرار است دوستان در این بازی اعلام کنند که آیا با شرکت کردن در انتخابات موافقند یا خیر و در ادامه دلایل خود را بیان کنند.

موفق باشید


آرشیو مطالب

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 2:23  توسط حسام الدین ویسه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پروردگارا تو از بزرگی تنهایی و من از کوچکی.
به بزرگیت قسمت میدهم که از گناهان این کوچک بگذری.

وبسایت ها
جرس
حیات نو
موج سبز آزادی
خبرگزاری آزاد
کمپین دفاع از حقوق زندانیان معترض
رادیو فردا
کلمه
نو اندیش
لیست وبلاگ های فعال فارسی
رروزنامه کارگزاران
نهضت آزادی ایران
ياديار
امروز
روزنامه هم میهن
نوروز
انتخاب
روز آنلاین
روزنامه شرق
روزنامه اعتماد
ادوار نیوز
روزنامه اعتماد ملی
خبرگزاری آفتاب
خبرگزاری البرز
تابناک
انصار نیوز
رجانیوز
اطلاعات
کیهان
دانشجو
مهر
فارس
ایلنا
ایرنا
ایسنا
آرشیو وبسایت ها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
سید محمد خاتمی
دکتر معین
دکتر سروش
محسن کدیور
معصومه ابتکار
محمد علی ابطحی
شیرین عبادی
عما الدین باقی
اکبر اعلمی
احمد قابل
عطاالله مهاجراني
جميله كديور
سیمرغ قبلیه!
گرگ و میش
ولیمه
عرفان , برابری , آزادی
نواي ني
ایران برای همه ایرانیان
آرمان سرخ
مسافر
گذر از معنا
شب سیاه
از مرگ
جامه دران
یادداشتهای یک وبلاگر
باغ مخفی
درخت بی زمین
آفتابگردان عاشق
تسلیم عشق
پارانوئيدهای من
پنجره
گزیده خاموشی از دنیای خاکی
مجمع اصلاحاتیون
جزیره
کاکو شیرازی
ملت بیدار
ریشه هایم را در این خاک کاشته ام
سودای سیمرغ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

BlewSpace Subscribe in a reader

Add to Google Reader or Homepage