تبليغاتX
سیمرغ
به لحظه لحظه ی این روز های سرخ سوگند، که بوی سبز ترین فصل سال می آید!
   خدمت تمامی شما عزیزان درود می فرستیم و از ایزدیزدان برایتان سلامتی آرزو مندیم. بزرگواران سالی را در این غربت سپری کردیم و شما عزیزان در اکثر لحظات همراه ما بودید و پا به پای ما پیش آمدید. در فکر آن بودیم که تنها از مصائب شیرین سفر برایتان نگوییم و کمی از تجربیات و سختی ها هم سخن به میان آوریم تا تجربتی شود برای آیندگان ٬ ولی از آنجا که این گونه بحث ها نه در حوصله ی جمع می گنجد و و نه ما حسش را داریم ٬ بنا بر این بی خیال شده به رویه ی گذشته ادامه می دهیم. فقط همین قدر بدانید ایام عیدی بدی را سپری کردیم. بالاخص در موقع سال تحویل مجبور بودیم برای اینکه دیگران از درونمان مطلع نشوند خود را شاداب هم جلوه دهیم. این یکی دیگر اجدادمان را هم در جلوی چشمانمان به حرکات موزون عربی واداشت!

   ولی از آنجا که در مورد ما نقل است: ان الحسام اکبر الراکبین! و ما قادریم حتی به خود نیز رکب بزنیم ( ابداع کننده ی فن رکب به خود هستیم ) بنا بر این تدبیری اندیشیدیم تا از یاد ببریم این همه غم و اندوه را. و باز از آنجا که ما انسان کنجکاو و تشنه ی دانشی هستیم ٬ پس در این ایام خود را به مطالعه ی فرهنگ ٬ تاریخ و جغرافیای کشور چین مشغول نمودیم و از این فرصت که همکاران چاینیزی داریم حد اکثر استفاده را نموده کسب معلومات کردیم.

   سوال و جواب ها به خوبی پیش می رفت و هم ما و هم آنان خرسند بودیم. دلیل خرسندی مارا که دیگر خودتان بهتر می دانید و تکرارش مصداق تعریف از خود می شود و آنها هم از اینکه می دیدند همچون شخصیتی همانند ما این چنین به فرهنگ و تمدن آنا علاقمند است و. . .

   ولی از بد روزگار این پرسش و پاسخ دیری نپاید و دوستان چشم تنگ ما از پاسخ به سوالات فنی و علمی مان وا ماندند! سوال و جواب ها تا آجا پیش رفت که ما برا تکمیل اطلاعات قبلی خود پرسش هایی در مورد شهر تاریخی لیان شانپو و سردار بنامش لینچان مطرح کردیم و آنها از وجود چنین شهری و همچون سرداری اظهار بی اطلاعی کردند و فرصت خواستند تا قدری مطالعه کنند تا پاسخی در خور شأن مان بدهند.

   بعد از یکی دو روز یک نمایند از جانب ایشان به خدمت مان آمد و با کامل اطمینان اذعان داشت چنین شهری و چنان سرداری را در تاریخ و جغرافیای کشورشان نیافتند و گفتند که ما یحتمل لیان نمی دونم چی چی  را می فرماییم که نام شهری است در ژاپن! ولی از آنجا که ما با چشمان خود شاهد رشادت های لینچان و صدو خورده ای ستاره اش بودیم و از نزدیک شهر زیبا و تاریخی لیان شامپو و رود زیبایش را مشاهده فرموده بودیم ٬ زیر بار نرفتیم و بر موضع خود پا فشاری کردیم.

   تا آنکه چندی پیش نماینده ی دیگری خدمتمان رسید که او اعتقاد داشت لیانشامپو نام شهر نبوده ویک شخصیت داستانی است و کتابی به خدمتمان عرضه کرد که نامش لیانشامپو و زو یینگ تای بود و اضافه کردند که این کتاب یکی از کتب ادبی ماست تو مایه های رمئو و ژولیت که در آن لیان شلمپو نقش رمئو و زویینگ تای ٬ ژولیت را داراست. و در ادامه با کمال شرمندگی باز از وجود لینچان اظهار بی اطلاعی کرد.

   البته ما احتمال می دهیم که منظور از لیانشامپو همان لینچان بزرگ باشد که چون اهل آن شهر بوده به لیانشامپو ملقب شده ( تو مایه های فردوسی توسی و. . . ) و زویینگ تای هم همان . . . . ( به پانویس یک مراجعه بفرمایید ) است. البته تحقیقات علمی ما در تاریخ چین برای حل این معمای بزرگ همچنان ادامه داشته محض کشف نکته ای جدید  به اطلاع شما عزیزان خواهیم رساند!

پیروز و سربلند باشید

 پ.ن.۱: از دوستان که هنوز اون سریال رو یادشونه می خوام کمک کنند و جای خالی رو پر کند. من و چندی از دوستان هرچه به ذهن هامون فشار آوردیم نام شخصیت زن اون سریال رو که دوتا هم شمشیر داشت را به یاد نیاوردیم

پ.ن۲: این داستان واقعی بود ولی همانند فردوسی بزرگ منش کردمش اینجوری داستان!

پ.ن.۳: این ماجرای انفجار در شیراز هم داره باز به جاهای نامعلومی کشونده می شه. خیلی جالبه خبرگزاری های ما هنوز نمی تونند به آزادی خبر رسانی کنند که این سهل انگاری بوده یا بمب گذاری! البته اگر سهل انگاری باشه که فکر نکنم دیگه صداش رو در بیارن.

پ.ن.۴: بالاخره تلاش بشر دوستانه ی عزیزان نتیجه داد و در این سال نویی شهر داری تهران یه عیدی بسیار خوبی به کودکان کار داد. خانه ی کودک شوش بسته شد! امروز این خبر رو تو وبلاگ علی دیدم. باور کنید نتونستم جلوی گریم رو بگیرم.

پ.ن.آ: آرشیو مطالب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:5  توسط حسام الدین ویسه | 
با عرض سلام خدمت شما عزیزان. امید وارم که تعطیلات خوبی رو سپری کرده باشید و ایام به کامتون باشه.

   در پست قبلی ( اتحاد ) از لزوم همیاری و اتحاد بین گروه های مختلف جامعه سخن گفته بودم و در ادامه ی سخن به اهمیت شرکت در انتخابات اشاره ای کردم که البته با نظرات مختلف و گاه کاملا متضاد روبه رو شدم. گروهی از دوستان آنچنان از شرکت در این انتخابات دفاع کردن که در مواردی حتی تحریمی هارا جمعی خائن ، وطن فروش ، فریب خورده و. . . برشمردند و در مقابل گروهی آن گونه با این عمل مخالف بودند که آن را مسخره ، پوچ ٬ دیوانگی ، خیانت و. . . دانستند. این موضع گیری شدید و این همه توهین به طرف مقابل من را بر آن داشت تا در این پست بار دیگر به این مسئله بپردازم و یاد آور شوم بهتر است در همه ی اعمال اعتدال را رعایت کرده و به نظر مخالف احترام بگذاریم. دوستان نه به آن شوری شور و نه به این بی نمکی!

   البته این گونه هتاکی ها مولود فرهنگ بیمار جامعه ماست ولی انتظار می رفت در این دنیای مجازی که ساکنین آن از سطح فرهنگی بالاتری از جامعه برخوردارند چنین گفتمانی کمتر دیده شود و یا حد اقل از کسانی که خود به دولت به دلیل چنین رفتار هایی معترضند ، چنین اعمالی سر نمیزد!

   و اما برویم سر اصل موضوع:

   ابتدا می خواهم به دوستان موافق یاد آوری کنم ٬ همان گونه که بار ها اعلام کردم با تفکر و روش انقلابی مخالفم و به دلایلی که باز هم به دفعات برایتان برشمردم اصلاحات را تنها راه نجات کشور می دانم. دوستان انقلاب از نظر من روشی است غلط ولی در شرایطی که اتفاقا طبقه ی حاکم نقش پر رنگ تری در بوجود آوردن آن ایفا می کنند چاره ای جز انقلاب وجود نخواهد داشت! و از آنجا که این حاکمان هستند که با بستن فضا ، جامعه را به سوی تک قطبی شدن پیش می برند و برای گروه های دیگر و جنبش های منتقد راهی جز این باقی نمی گذارند ٬ پس به نظر من اگر بخواهیم گروهی را مقصر یا خائن بنامیم ٬ این نام برازنده ی حاکمان ظالم است و سهم آنها در این خیانت حتی از گروه هایی که احتمالا برای به دست آوردن قدرت بر این بلوا دامن می زنند هم چشمگیر تر است!

   دوستانی که تحریمی ها را خائن و فریب خورده ی غرب  و. . . می دانند باید به این نکته توجه داشته باشند که اقتدارگرایان با اعمالشان آن چنان فضا را تک قطبی و یک صدا کرده اند و آن چنان اغیار را از دم تیغ گذرانده اند که دفاع از شرکت در این انتخابات برای هر انسان منصفی سخت گردیده. و به دوستان تحریمی باید حق داد که به چنین وضعی معترض باشند. و همان گونه که در همان پست بیان کردم نه آنها خائن هستند و نه شما! فقط در راه رسیدن به هدف اختلاف عقیده وجود دارد.

   و اما دوستان تحریمی که با تمام انتقاداتی که به اقتدارگرایان وارد می دانند باز خود ( هنوز به قدرت نرسیده! ) به همان سبک و سیاق مخالفان خود را مخاطب قرار می دهند و اگر به دلیل  دوری از قدرت ٬ از قوای قهریه برای مقابله  با منتقدان خود نمی توانند استفاده کنند ، با تیزی نوک قلم آنها را مورد مهرورزی قرار داده و آنها را جمعی احمق ، فریب خورده ، نا آگاه ، نفهم و. . . بر می شمارند! دوستان با این موضوع کاری ندارم که چرا خود کار دیگر می کنید ( اگرچه مطلب مهمی است!//ر.ج پانویس یک ) و امروز تنها می خواهم بار دیگر ولی خیلی خلاصه تر از قبل معایبی که از نظر من به راه شما وارد است را بیان کنم (  پ.ن.۲ ).

    دوستان هر انقلابی برای پیروزی و رسیدن به هدف به سه رکن اصلی نیازمند است. ۱ـ رهبر ۲ـ ایدئولوژی و هدف ۳- برنامه ریزی برای رسیدن به هدف و فرهنگ سازی!

   همان گونه که خود بهتر اطلاع دارید هر انقلاب بیش از هر چیز به یک رهبر با شرایطی خاص نیاز مند است که اولا بتواند هدف و ایدئولوژی را مشخص نماید تا به آن وسیله گروه های مختلف را به زیر یک پرچم گرد آورد ( گروه هایی که بیشتر به مجمع الجزایری خود مختار شباهت دارند! ) و با درایتی مثال زدنی موجبات اتحاد آنها را فراهم سازد تا با برنامه ریزیه دقیق بتوانند به فرهنگ سازی پرداخته ٬ انقلاب را به ثمر برسانند! که متاسفانه و یا خوشبختانه شما از نبود چنین رهبر جامع الشرایطی رنج می برید! بنابر این نه ایدئولوژی ٬ هدف و برنامه ریزی مشخصی برای انقلاب وجود دارد و نه از همه مهمتر فرهنگ سازیی برای رسیدن به جامعه ی آرمانی صورت پذیرفته است!

   نیرو های اپوزسیون کشورمان از نظر من ( البته پوزش می خواهم برای چنین تشبیهی! ) همانند قبایل دوران جاهلیت اعرابند که برای بزرگ نمایی و قدرتمند جلوه دادن خود مرده های خیش را نیز جزو لشگریان خویش بر می شمارند و برای نجات از این وضعیت نیازمند رهبری پیامبر گونه هستند که ابتدا به فرهنگ سازی در جامعه ی مریزمان بپردازد و در ادامه بتواند آنها را به دور خویش گرد آورد! امری که ویژگی های آن به جد در هیچ یک از سرکرده های این گروه ها به چشم نمی خورد!

   و حال با برشمردن این همه مشکل و نواقصی که بر این راه وارد است ( و با توجه به این نکته که اگر تمامی این مشکلات حل شود باز هم انقلاب را راه حل مناسبی برای درمان جامعه نمی دانم! ) به چه دلیلی قصد آن را دارید که دست از این ریسمان اصلاحات برکشیم و با طناب شما به چاه برویم؟! و به چه دلیل به خود اجازه می دهید کسانی که به این نواقص معترضند را دیوانه و احمق و نادان بنامید؟!

   دوستان همان گونه که مشاهده می فرمایید در جوامعی همچون جامعه ی کشور ما ٬ هم حاکمان ظالم که قدرت چشم و گوششان را کر و کور ساخته و هم آنها که تنها راه رسیدن خود به قدرت را براندازی سازو کار جاری کشور می پندارند ، کمر به قتل اصلاحات می بندند و آن را سدی در برابر خود می دانند!

   عزیزان بیایید با همیاری و اتحاد به این کودک نو پا ( اصلاحات ) راه رفتن بیاموزیم و به رسم جاهلیت آن را زنده به گور نکنیم!

 

پ.ن.۱: به قول آقای خاتمی " خدارا شکر که به قدرت نرسیده اید وگرنه . . ."

پ.ن.۲:  به دلایلی که پیش از این در پستی با نام ( انقلاب اشتباهی که تکرار می شود ) بیان کردم با حرکت های انقلابی مخالفم. برای اطلاع بیشتر می توانید به این پست نیز مراجعه بفرمایید!

پ.ن.۳: در پست بعدی در باره ی علل تصادم بین اصلاح طلبان و نیرو های اپوزسیون بیشتر سخن خواهم گفت! لطفا پیش داوری نکنید. همانند این بار انتقادیست به هر دو طرف!

پ.ن.۴: نمی دونید در این مدت عیدی بهم چقدر سخت گذشت. دوری از خانواده و سختی غربت از یک طرف ولی این سایت های خالی از مطلب هم از طرفی دیگه پوستم رو کند!

پ.ن.۵: به قول حافظ : به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار. . . . که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم!

پ.ن۶: برای پست قبلی کسی رو خبر نکردم چون نمی خواستم عید کسی رو خراب کنم. اگه دوست داشتید می تونی به جهان ما! مراجعه کنید و مجموعه ی عکس هایی که براتون انتخاب کردم رو تماشا کنید.

پ.ن.آ: آرشیو مطالب 

موفق باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 12:24  توسط حسام الدین ویسه | 
   سلام به همه ی شما عزیزان. از اونجایی که نمی خواستم در این ایام نوروزی با دیدن این تصاویر موجب ناراحتیتون بشم کسی رو برای این پست خبر نکردم ولی می خواستم اونایی که میان رو دعوت کنم که باهم دعا کنیم تا در سال جدید حداقل کمتر شاهد همچین تصاویری در جهان باشیم!

    تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه!

   به امید یه دنیای پر از صلح ، دوستی و برابری!

 

iraq war: injured girl

 

اشک شوق از پیروزی در مقاومت

آرشیو مطالب

موفق باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 7:44  توسط حسام الدین ویسه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پروردگارا تو از بزرگی تنهایی و من از کوچکی.
به بزرگیت قسمت میدهم که از گناهان این کوچک بگذری.

وبسایت ها
جرس
حیات نو
موج سبز آزادی
خبرگزاری آزاد
کمپین دفاع از حقوق زندانیان معترض
رادیو فردا
کلمه
نو اندیش
لیست وبلاگ های فعال فارسی
رروزنامه کارگزاران
نهضت آزادی ایران
ياديار
امروز
روزنامه هم میهن
نوروز
انتخاب
روز آنلاین
روزنامه شرق
روزنامه اعتماد
ادوار نیوز
روزنامه اعتماد ملی
خبرگزاری آفتاب
خبرگزاری البرز
تابناک
انصار نیوز
رجانیوز
اطلاعات
کیهان
دانشجو
مهر
فارس
ایلنا
ایرنا
ایسنا
آرشیو وبسایت ها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
سید محمد خاتمی
دکتر معین
دکتر سروش
محسن کدیور
معصومه ابتکار
محمد علی ابطحی
شیرین عبادی
عما الدین باقی
اکبر اعلمی
احمد قابل
عطاالله مهاجراني
جميله كديور
سیمرغ قبلیه!
گرگ و میش
ولیمه
عرفان , برابری , آزادی
نواي ني
ایران برای همه ایرانیان
آرمان سرخ
مسافر
گذر از معنا
شب سیاه
از مرگ
جامه دران
یادداشتهای یک وبلاگر
باغ مخفی
درخت بی زمین
آفتابگردان عاشق
تسلیم عشق
پارانوئيدهای من
پنجره
گزیده خاموشی از دنیای خاکی
مجمع اصلاحاتیون
جزیره
کاکو شیرازی
ملت بیدار
ریشه هایم را در این خاک کاشته ام
سودای سیمرغ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

BlewSpace Subscribe in a reader

Add to Google Reader or Homepage